صبح خوبی شروع نکردم . از خوندن پستی که در لفافه ازم بد گفته بود و حتی دو تا کلمه بد هم بهم گفته بود انرژیم رفت. یعنی من از بیرون این مدلیم؟ قضاوت مردم روم اثر می زاره با اینکه می دونم کسی که این متن نوشته بود ادم اوکی نیست و قبلا از اخلاقش ، دوست مشترکمون بهم اخطار داده بود و من ارتباطمو باهاش قطع کرده بودم ولی گه گداری خاموش می خوندمش. عکسای قشنگی می ذاشت. من ادم وبلاگ خون و وبلاگ دوستی هستم. از کتاب خوندن بیشتر بهش علاقه دارم. اوایل بابت هر پستی که می خوندم هر جور شده کامنت می نوشتم. خط فکریم هم این بود که طرف وقت گذاشته ، پست نوشته ، باید بدونه خوندیمش و زحمتش هدر نرفته. سعی می کردم انرژی مثبت بدم ، حرف ناخوب ننویسم ولی انگار اینا خیالات و اوهام خودم بود . از وقتی اون رفتار با من داشت کامنت نوشتنم کم شد . دیگه برای همه ننوشتم. یا اگر نوشتم سعی کردم جوانب راعایت کنم ولی انگاری بازم تو توهم خودمم. اینجا هم یه خوبی داره اگر چیزی ننویسی حداقل می تونی لایک کنی طرف مقابل متوجه بشه خوندیش.

خیلی ناراحت شدم. چقدر من انتقاد ناپذیرم. نه؟ ولی دلم خیلی شکسته .  هیچوقت با غیض برای کسی ننوشتم ، حتی اگه هم نظر نبودیم سعی کردم نظرم برای خودم بمونه ولی الان که فکر می کنم میبینم ممکنه تو همین دنیای مجازی ، در حالی که فکر می کردم امامزاده ام ممکنه چقدر اه و نفرین پشتم باشه.

همینجا چند وقت قبل یه کامنت برای اقای واتوره نوشتم ناراحتش کردم. ولی بنده خدا کینه ای نیست ، خودمم انقدر باهاشون تعامل داشتم که بفهمم ناراحت شده. ازش عذرخواهی می کنم هنوز دلم مونده چرا اون روز اینجوری نوشتم ولی طرز برخورد ببین آقای واتوره کجا و اون شخص کجا

شما که منو خیلی نمیشناسین تقریبا تازه واردم ولی ازتون خواهش می کنم صادقانه بگید اینجا براتون کامنتی نوشتم که ناراحتتون کرده باشم؟ برام مهمه جوابتون