می دونی دنیا برام چه جور جاییه؟
· · خواندن 1 دقیقه بازارگردی من تا شروع تاریکی هوا طول کشید و من دخترهای زیبایی دیدم که با هم اومده بودن تا گشتی بزنن برای یک لحظه دلم این ازادی رو خواست . همون حین صدای ملایم اهنگ های شاد دو سه سال قبل پخش شد . ناخوداگاه دنیا محو شد ، دستام بشکن زد . برام مهم نبود آدم ها میبیننم یا نه . لباسم زیر آغوشی بچه کج و کوله است . مثل اون دخترا گونه هام قرمز و پوستم شفاف نیست. اون لحظه تماما مال خودم بودم. آنِ بعد همه چیز برگشت به روال سابق . ممکن بود کسی منوببینه که دارم همراه اهنگ زمزمه می کنم. ولی هنوز برام مهم نبود. این مردم خوش رنگ و لعاب هر کدوم برای خودشون دغدغه هایی دارن. شاید بگن این زن چه زیر چشم سیاهی داره ولی دو دقیقه دیگه یادشون میره. پس بیا الان خوش باشم که داخل خربزه فقط آبه.
+ وقتی داشتم استکانها رو با مایع ظرفشویی و وایتکس میشستم یکیشون شیطونی کرد واز دستمدر رفت. اومدم جلو شکستنشو بگیرم نکرد نامردی و محکم خورد به همون جای دستم که خیلی درد می کرد. الان درد پلاس شده . هر دو دقیقه برگ زیر لب می گه وای دستم( استکان بد😒من جونتو نجات دادم)