برگ

بخوان و رد شو

دلم تنگشونه

برگ برگ 29 اردیبهشت · برگ ·

با اینکه اینجا کلی امکانات نسبت به پلتفرم قبلی داره ولی انگیزه ای برای نوشتن عمیق ندارم. هر روز چند تا پست می نویسم ولی علاقه ای بهشون ندارم . ایده ی کسب درامد از وبلاگ ایده قشنگیه ولی ارتباطات و نوشته هامو دلی نمی کنه . برای خنده بگم، به دل نگیرین ولی انگیزه گرفتم برا مسافرت خارجی فقط برا اینکه اونجا نت وصله. فقط برا اینکه دوباره چند روز بی دغدغه بتونم دفترچه خاطرات مجازیمو بخونم. شاید یه سری دوستایی که هر روز نوشته هامونو می خوندیم چیزی نوشته باشن . در این حد حاضرم هزینه خرج سفر کنم ولی پول تو جیب مافیای کانفینگ نره.

شبیه حس انفرادی نیست؟

عمق درک فرزندان

برگ برگ 29 اردیبهشت · برگ ·

داشت گریه می کرد و لجبازی. دستمال به دست به چشماش نگاه کردم و گفتم این درسته که مادر پیر و مریضتو انقده اذیت کنی؟ 

گریه اش بند اومد ، چشمای خیسش بهم خیره شد 

یهو شیر بالا اورد و بعدش از اون پایین مایینا صداهای مهیبی شنیده شد در حد چی ...🤧

ببخشید ولی من مغزم خیلی تو این چیزا خوب کار نمی کنه . اینترنت پرو واسه کسبه است . درست اینو فهمیدم ولی اینکه منه خریدار دسترسی به نت ندارم به نظرتون یه جای کار نمی لنگه؟🤔

ما ادم معمولیا نباید باشیم تا جنس و خدمات فروش بره؟

وقتی نمی تونی قول نده

برگ برگ 29 اردیبهشت · برگ ·

یک هفته قبل از دوستام خواستم بیان خونمون. هنوز روزشو بهشون نگفتم به بهونه حضوری شدن مدرسه بچه ولی دلیل اصلیش چیه؟ یه بنده خدا پیدا نمیشه نی نی رو برام نگهداره من برم خرید😞

 

راهکار داری؟

برگ برگ 28 اردیبهشت · برگ ·

بعد از ظهر شیرینی بود. سفره جمع و جور و پر از تنقلاتی برای جشن ازدواج امام علی و حضرت فاطمه گرفتیم. هر کی یه چیزی با خودش اورد . یکی کیک یکی بستنی یکی شکلات یکی دسر

از غروب اذیتهای رفلاکس شروع شد . حس می کنم دارم از هم می گسسم ولی ناله ی بی صدای بعد از اون همه گریه جیگرمو به خون می ندازه .‌چرا باید درد بکشی فسقلی ؟!

+ چه راهکارایی برای خنک نگه داشتن نوزاد تو تابستون وجود داره؟