وقتی کسی خونه نیست...
28 اردیبهشت · · خواندن 1 دقیقه مدتی بود که برای خودم وقت نذاشته بودم . الان که خونه ساکته وقتش بود.
بزن بریم ادامه مطلب🫶
مدیتیشن شادی و خوشبختی انجام دادم . وقتی چشمامو باز کردم گلدونای گل روبروم خوشگل تر به نظر میومدن و رنگاشون درخشان تر بود . فهمیدم دلیل غرغرو بودن این چند وقت ، مدیتیشن نداشتن و نرسیدن به خودم بود .
برای خودم چای دم دادم و تو سکوت این کوچه بن بست ، به گل شمعدونی صورتی پشت پنجره نگاه کردم و نوشیدم . در اولین فرصت باید برای خودم قهوه درصد پایین بخرم و بیشتر از لحظاتم لذت ببرم .
صبحا برای من افریده شدن ، من صبح ها جوونه می زنم و زنده میشم.
همین الان چشماتو ببند و به گلبرگ صورتی افتاب خورده شمعدونی فکر کن . بوی خوش برگهاشو حس می کنی؟ زندگی تو همین لحظه است . تو ذهنمون . دنیای واقعی رو بی خیال مشتی☕