بعد از ظهر شیرینی بود. سفره جمع و جور و پر از تنقلاتی برای جشن ازدواج امام علی و حضرت فاطمه گرفتیم. هر کی یه چیزی با خودش اورد . یکی کیک یکی بستنی یکی شکلات یکی دسر

از غروب اذیتهای رفلاکس شروع شد . حس می کنم دارم از هم می گسسم ولی ناله ی بی صدای بعد از اون همه گریه جیگرمو به خون می ندازه .‌چرا باید درد بکشی فسقلی ؟!

+ چه راهکارایی برای خنک نگه داشتن نوزاد تو تابستون وجود داره؟