برگ

بخوان و رد شو

چه عجایبی که نمی شنویم

برگ برگ 8 مرداد 17:56 · برگ ·

شنیدم یکی از اشنایان که بچه یکی دو ماه داره بچه اشو برای گریه های زیادش برده دکتر. دکتر هم فل فور معرفی کرده متخصص و متخصص هم ضرب العجلی به ازمایشگاه. وقتی از بچه خونگیری می کنن بچه بعد از گریه می خوابه و بعد چند ساعت که خانواده مشکوک میشن می برنش دکتر و بهشون می گن بچه بیهوش شده. 

جواب ازمایش هم اومد ، غذذ فوق کلیه اش مشکل داره و بچه از هر اتفاقی که دور و برش میفته می ترسه. بغلش می کنن می ترسه. کنارش میشینن می ترسه و اون روز از ترس بعد خونگیری بیهوش شده

مهمونی

برگ برگ 7 مرداد 22:34 · برگ ·

شیش تا ادم گنده در حال پچ پچ هستن، اتاق نیمه تاریکه و با هر تَقی همه بر می گردن سمت دو تا فسقلیا که بیدار نشن. این است قدرت امپراتوری نوزادان

چای

برگ برگ 7 مرداد 07:23 · برگ ·

بابا همیشه دلش می خواست یه سماور گوشه حال داشته باشه و تو استکان کمرباریک برای خودش چای بریزه ولی فقط استکان کمر باریکشو داره .منم قوری چایی تریاکی گذاشتم کنار دستم  تو فنجونی که قد یه هورته ، قلپ قلپ می خورمش. چه حالی میده. ساقی هی چایی میریزه منم هی می نوشمش.😁

نسیم دیروز گفت می تونیم از وقتمون استفاده کنیم و به جای نت لاک بزنیم. چند سالی بود لاک نزده بودم . تو وسایل بچه گشتم و لاک صورتی دختر ۱۰ ساله پسندی انتخاب کردم و به انگشت بزرگه پام زدم. بقیه اشو خالی گذاشتم . کی حوصله داره دو دقیقه دیگه واسه نماز پاکش کنه. ولی الان با دیدنش کلی ذوق زده شدم. هی انگشتمو تکون میدم و براش بای بای می کنم و بوس می فرستم. البته اینستام روشنه و همزمان باهاش ریلز میبینم😅

پاشم برم سروقت پازلم که بِی بی الان بیدار میشه☺️

روحم قدرت نداره

برگ برگ 7 مرداد 06:28 · برگ ·

چقده بده جسم و روحم جدای از هم دارن کار می کنن . مثلا من الان صد باره بلند شدم چراغ خواب خاموش کردم ولی هنوز جسمم تکون نخورده. یا تا حالا سه چهار باری پاشدم چایی دم دادم خوردم ولی تو رختخوابم. 

کتابخونه

برگ برگ 7 مرداد 06:10 · برگ ·

این ور خونه و اون بر خونه کتابخونه است. یه توک پا پیاده روی داره . اگه تابستون نبود و هوا انقدر گرم نبود با بچه می رفتم و ثبت نام می کردم و هر روز عشق و صفا و لهو و لعب و بساط کتاب و کتابخونی به پا بود . 

اصلا ولش کن کتاباشون دست به دست میشه آلوده است منم با بچه کوچیک هی باید دستمو میشستم . چه کاریه. اصلا هم دلم نمی خوادت🥺

جوش

برگ برگ 6 مرداد 20:38 · برگ ·

از وقتی قلاب خریدم برا خالی کردن جوش، دیگه جوش نزدم. چه حکمتی بود؟من جوش می خوام . یالاه

پازل

برگ برگ 6 مرداد 12:38 · برگ ·

یکی دو سال قبل از یه بنده خدایی پازل ششصد تیکه سوغات گرفتم و اون موقع قیافه ام اینجوری بود که به کجای من می خوره پازل ۶۰۰ تیکه سرهم کنم؟ 

و الان پهنش کردم روز میز و دارم میچینمش.آخه کدوم زن عاقلی با بچه نوزاد پازل بازی می کنه که من شروعش کردم؟