دارم مشق می نویسم ، با چاشنی اهنگ . با هر شعری فکرم به یه سمتی میره . قلبم می سوزه ولی دیگه بهش توجه نمی کنم. خودکار بین انگشتام می چرخه. همون دست زیر چونه می زنم و به کمی اون طرفتر نگاه می کنم. 

 مجید می خونه : «کسی هیچوقت تو فکرم جز تو نمیاد. »به این فکر می کنم وقتی غم دارم ، وقتی شادم ، وقتی یه بوی خوبی حس می کنم یا چیز قشنگی میبینم کی به یادم میاد؟

ولی اگه بخوام در مورد موضوعی با کسی حرف بزنم ... کسی به ذهنم نمیاد . شاید پستهای رمزدار وبلاگ

یه دنیا ادم دور و برت ولی وسط هیاهو با مشت گره کرده ایستادی ، هم برای دفاع از خودت ، هم قوی نشون دادنت

این حرفا رو ولش ، آهنگ باید شاد باشه . رضوی جان مثل سهراب دختر ایرونی بخون 😊