آرشیو مرداد 1405

پست‌های منتشر شده در مرداد 1405

عصر حجر

برگ برگ · برگ ·

چه با افتخار هم می گه قراره سه استان شمالی کشور در فصول سرد سال بین شصت تا نود روز قطعی گاز داشته باشن . آره دیگه ، راه میفتیم تو جنگل چوب جمع می کنیم خودمونو گرم می کنیم دیگه.ما چیمون از انسانهای اولیه کمتره؟

نیم قرن پیش هم استاندار یکی از این استانهای شمالی گفت استان ما خوش اب و هواست ، کپن نفتشو قطع کردن و مردم به خاک سیاه کشوند. 

من ادم نصیحت و مشاوره نیستم ، با من باشی شاد که باشی شادترت می کنم ، غم که داشته باشی پا به پات میام ولی از من مشاوره نخواه. الان خودم ته استرسم ، اگه لب واکنم جز حرفای منفی که دوست نداری ، از من نمی شنوی . می دونم که تو هم فقط همراهی می خوای ، اینکه هر کاری کردی فقط تشویقت کنم . الان چه کنم این وسط؟ وقتی خودت برای خودت اتیش به پا کردی ، وقتی می گی تو مغزت هیاهو به پاست ، من چه کاری از دستم برمیاد؟ 

خیر باشه ان شاالله

برگ برگ · برگ ·

باید بهم تبریک گفت ولی من حس می کنم بدبخت شدم. تحمل ریسک به هیچ وجه ندارم . می ترسم مثل دفعه قبل با دعا و نذر و نیاز مسئله حل بشه. 

چطوری می تونی اینکار بکنی آخه؟! من چه کنم از دست تو؟ 

از صبح هر غذای سالم و ناسالمی دم دستم اومد بهش رحم نکردم،قشنگ قیمه ها رو ریختم تو ماستا . سبزی پلو و مرغ مجلسی ، نوشابه، کیک ، ژله بستنی ، آش ،فقط میوه ها از دست مبارکم در رفت . Mp3 ظرف پنج ساعت باید کار جمع میشد ، دیگه منم هر چه در توانم بود و در چنته داشتم از سهم خودم رو کردم. 

باشد که رفتیم اونور دهنشو قفل و چفت نگه داره ، یه جورایی رشوه میدم بهش .بالاخره این شکم براش خرج شده ، سختی که ندادمش ببرمش باشگاه مثل بقیه هر روز بهش فشار بیاد، گشنگی که نکشید ، حتی وقتی از چتی رژیم گرفته بودم هر روز خدا یه بهونه ای میاوردم و زیر سیبیلی یه کیکی شکلاتی چیزی رد می کردم.

فقط می خوام بدونم این شیکمی که انقده نون و نمک منو خورده چجوری روش میشه اون دنیا زیراب منو بزنه

🐓 بی محل

برگ برگ · برگ ·

صدای من رو می شنوید از بغل حلقوم خروس خونه مامانم اینا . لامذهب بلندگو قورت داده . مرد حسابی هوا به این خنکی ، زمین به این گِلی ، همه دوست و رفیقاتم که خوابن تو هم بگیر بخواب دیگه چیکار داری پنج تا کوچه اونورتر ، خروس ندیده و نشناخته چه ناسزایی داره می گه که دهن به دهن داری جوابشو میدی؟ کظم غیض کن . بزرگی گفتن کوچیکی گفتن ، تو اقایی کن ،از زن ها و بچه هات خجالت بکش 

+ می گم این مرغ و خروسا زبونشون با هم فرق می کنه می خوان با هم حرف بزنن چجوری میشه؟ انگاری یکی انگلیسی حرف می زنه یکی به فغانسه

 از اینجایی که ایستادم می تونم حرکت ابرهای دور دست ببینم. بارون خوبی باریدن گرفته ، بوته های بادمجون حسابی سیر آب شدن. بوی خاک بارون خورده میاد.کوه ها از این فاصله ، پشت دونه های بارون کمرنگ شدن . دستمو زیر بارون می برم و منتظرم رعد و برق بزنه ولی نمی زنه که!

از این بیل بیلکا 💎

برگ برگ · برگ ·

برقش چشاتونو نزنه؟ عینک جوشکاری بزنین موقع ورود🕶️

حاجی تون ارتقا گرفت . دیروز که اونجور پول پارو کردم . امروز که اینجور الماس گرفتم ، بشکن زنان و کِل کشان دیگه مِره نَنشِنه داشتن😃

حالا چه بدرد می خوره اینا؟🤔به خدا من همون برگ قبلیم ، یه وقت فکر نکنین با بالادستیا دم خور شدم فراموشتون می کنم. نه . هرگز ‌ 🤭

چالش نقاشی

برگ برگ · برگ ·

از اونجایی که عاشق رنگم ماژیک انتخاب می کنم برای چالش پارادوکس عزیز بلاگفا😊

مدیون منین اگه فکر کنین خلاقیت ذهن خودم بود 🫣

درامد دلاری

برگ برگ · برگ ·

دقیقا همین امروز که تصمیم گرفته بودم دیگه بلاگیکس ننویسم باید به درامد می رسیدم؟ ۱۱۲۷ ریال درامد داشتم که البته قابل برداشت نیست . وام خواستین در خدمت باشیم

چاکر داداش 🙋