خواب دیدم سر یه موضوعی که یادم نیست چی بوده به شوهرم اجازه دادم زن بگیره . با هم رفته بودیم مغازه تعمیر ساعت که با فروشنده صحبت سر ماشینش شد که تعمیرگاه بود. نگران این بود که زن دومش ماشین برداره ، بلد نیست ازش استفاده کنه و خراب میشه.

یهو انگاری فهمیدم چه خبطی کردم ، افتادم به التماس که زنتو طلاق بده. به مادرشوهرم التماس می کردم کمکم کنه.

هوووف چه خواب بدی بود