دو روز گذشته از همون ابتدای صبح به نام مهربونی مامان نام گذاری شد . یعنی خودم این اسم روش گذاشتم تا کمتر به بچه اولی بکن نکن بگم . خیلی تو این کار موفق نبودم ولی خیلی بهتر از روزای قبلش گذشت . 

امروز بچه دومی همراهی کرد و بعد اینکه ما رو بی خواب کرد ، خودش خوابید و من تونستم به مامانم کمک کنم تا گوشت های قربونی دیروز جابجا کنه  و همزمان به بقیه کاراش برسه . 

پس شاید بتونم این هفته رو به نام هفته مامانا نام گزاری کنم. حالا یا خودم مامان خوبی باشم یا دختر خوبی برای مادر خودم باشم. امشبم اگه بچه دومی با من بسازه و قولنامه امضا کنه و بتونم تو پذیرایی به مهمانای مادرشوهرم کمک کنم برای ایشونم دختر خوبی میشم . حالا مسئله مهم اینه که : آیا این نیم وجبی با من راه میاد یا نه🫩