شبت بخیر بلاگیکس
6 خرداد · · حس پیاده روی تو خیابونای خلوت اومد به سرم . واقعی که نصف شب نمی تونم برم بیرون . تازه خطر سگ گرفتگی داره . دست خیال خودمو گرفتم و تو کوچه پس کوچه های اینجا قدم می زنم . تاریکه . سو سوی روشنایی از بعضی وبلاگ ها میاد . از کنار هر کدومشون که رد میشم داستان و حرف تازه ای برای گفتن دارن. بعضیا آهنگ گذاشتن و تو سکوت شب بهش گوش میدن . بعضیا هم سوت و کور شدن و برای همیشه متروک شدن