شش صبح هم شش صبح های قدیم . الان انقده هوا گرم و روشنه انگاری دوازده ظهره . آفتاب می خوره به شیشه پنجره همسایه روبرویی و صاف میاد تو اتاق خوابم.عاشق این لوس بازیای آفتابم🫠

+قراره یه هفته صبح و شب فشار خون مادرشوهر برای پزشکش ثبت کنم. شال و کلاه کردم و رفتم خونشون ولی هفتا پادشاه خوابه. قرار نبود مادرشوهرا زودتر از عروساشون پاشن ؟!😂

راستی راستی یه چیزی بگم؟ بادوم برای اولین بار دیشب برامون با صدا خندید🥹 . بعله حتی تولید خنده صدادار هم واسه پدر و مادر ذوق داره .🙄 ولی نِم دونم چرا برا من فقط اخم و تخم داره . اینم شانس مایه🫤