خودمو دختر بچه ی بی دست و پایی بیشتر نمیبینم.اینجا با کتونی سفید تیک تیک ، تیک تیک اینور و اونور می رم و حس می کنم بزرگ شدم خودم از پس همه کاری برمیام.

یکی بیاد توجیهم کنه ، بابا دهه چهل زندگیت داره بهت چشمک می زنه. دستت گرفته داره می کشتت تو دایره. هنو نمی خوای باور کنی؟ هنو وقتی کسی حواسش نیس می خوای پله ها رو دو تا یکی بری؟ هنو وقتی کسی حواسش نی دستت رو دور میله می گیری و دورش می چرخی و ادای فیلم هندی در میاری؟ هنو دست می زاری زیر چونت یه نگاه اینور یه نگاه اونور ابرو می ندازی یه ورکی و اینچی کی دانا می خونی؟ بابا ولم کن ننه بزرگ 😁