دستم از کار دیروز پسر آدامس فروش هنوز درد می کنه ، تقریبا غیر قابل استفاده شده . دیروز که برای شوهرم تعریف کردم بی خبر از من، رفت سراغشون و گوشاشون کشید که دیگه تکرارش نکنن . دلم براشون سوخت ولی باید یاد بگیرن . یه خانم هم دورادور کنترلشون می کرد