در واقع زندگیم اینجوری نبود . تک بعدی بهش نگاه نمی کردم. همه چیز حول محور بچه نمی گشت . غرق در افکارم ، مخصوصا وقتی تو بلاگفا زندگی می کردم ، دنیای مجزایی ساخته بودم خارج از واقعیت با دوستان ناشناسی که با هم زندگی می کردیم . شاید اگر بازدید اونجا رو تو بلاگیکس داشتم به درامدی که ازش حرف می زنه هم رسیده بودم . 

احتمالا تا چند سال اینده وضع همینه . دیگه خبری از خوش گذرونی های اون روزا نیست . شاید دیگه دوست جدید پیدا نکردم شایدم نه. حس می کنم پیدا کردن دوست جدید خیانت به دوستای اونیکی وبلاگمه. 

شایدم وقتی به شغل قبلیم برگشتم همه چیز به روال قبل برگرده .فعلا که دری باز شده به فصل جدید زندگی.‌

+ یه توصیه کوچیک : به چیزی دلخوش نکنید . حتی اگه خیلی ریزه میزه و کوچیک باشه . دنیا حسوده ازتون می گیرتش