تم امروز هم مشخص شد( نی نی تو بغل تا اخر شب) . امروز رو به نام غرغر و نق نق نام گذاری می کنم باشد که رستگار شوم . 😁

تفریح این روزهام پیدا کردن فرصت برای رفتن به سوپری سر کوچه است . تو راه می تونم به گلهای حیاط همسایه نگاه کنم و ببینم دنیا هر روز چقدر عوض میشه . خوش شانسی این روزهام دیدن اتاق پذیرش خالی مطب دکترهای مختلفه . دکتر اطفال برای زردی بچه ، دکتر داخلی برای زردی پوست خودم ، دکتر مغز و اعصاب برا دست راست و دکتر ارتوپد برا دست چپ . زنگ تفریح هامونم میریم ازمایشگاه یا ام ار ای و این جور تفرجگاه ها . ( دور از جونتون دلتون نخواد😜)

استراحتگاهمونم خونه مامانمه که هفته ای دو سه روز اطراق می کنم و از شر ناهار و شام پختن و بشور و بساب و از همه مهمتر فکر راجع به اینکه چی بپزم راحت میشم 😉

تازه قلق کار دستم اومده و می دونم چیکار کنم که موقع تعویض پوشک آبیاری نشم😅. ذوق می کنم که منو از بقیه تشخیص میده و بلافاصله با شنیدن صدام ولوم میده و گریه رو شروع می کنه🥴بهش یاد دادم وقتایی که پستونک دم دستم نیست و زیادیم شیرخورده دستاشو پیدا کنه و بزاره دهنش تا یه فکری به حال حس مکیدنش کنم👶