همکاری خوب مادر و فرزندی به این میگن. با تشکر از فرزند دوم خانواده ، همگی خواب یکی دو ساعته عمیق خوبی داشتیم.‌این وسط دو بار در خونه زده شد ، اگزوز ماشین زیر پنجره اتاق خودشو کشت ولی من هوش نبودم. نماد عینی فروپاشی واقعی از خستگی😃

ته مونده ، دوبار عصاره گیری شده ای از قهوه ی آقامونو یه ته استکان زدیم بالا ولی اونچنان شارژم که فکرشو می کنم چهار ساعت دیگه این فول شارژی میره تو شیرم و احتمالا اولین شب بیداری بعد زایمانمو خواهم داشت تن و بدنم می لرزه🥴