باید شام می پختم ، پیتزا اسمش فست فوده ولی به نظرم عدس پلو زودتر اماده میشه تا پیتزا، باید لباسای تو لباسشویی پهن می کردم ، یه سری لباس با دست میشستم ، باید ظرف میشستم ، باید بعد دو روزی که خونه نبودم ، وسایلو جابه جا می کردم. چقندر و هلویی که مادرشوهر تازه چیده میشستم ، کارای کوچولویی که وقت زیادی نمی گرفت ولی باید یکی بود بچه رو برام نگه میداشت تا گریه نکنه. عمه مهربون بچه ها از راه رسید و برای نیم ساعت تا وقت شیر بچه برام نگهش داشت . رو دور تند یه خونه به ظاهر ترگل و ورگل تحویل جامعه دادم😃