در کمال تعجب ، بچه امروز بعد چند ساعت گریه ، چند ساعت مداوم خوابید . اولش به گوشی بازی گذروندم ولی بعد به خودم اومدم و دیدم دارم فرصت طلایی از دست میدم. لیست کارهای مورد علاقه ام رو نوشتم. کارهای منزل رتق و فتق کردم و شام خودمون و بچه اول پختم و با چت جی پی تی اختلاط کردم و برام برنامه ورزشی و رژیم نوشت . می خواستم بگم روزی چند کلمه با من زبان کار کنه که یادم رفت ولی چقده حال داد . مثل گذشته ها مال خودم بودم. غیر از اینکه مجبور بودم هیچ صدایی تولید نکنم تا این خوشی با بیدار شدن بچه تموم نشه ، بقیه لحظاتش رو جرعه جرعه نوشیدم .من امروز بعد چند ساعت سخت بچه داری چند ساعت شیرین زندگی عادی داشتم. فقط کاش یکم می خوابیدم ولی عب نداره ان شا الله سری بعدی