ناراحت نشیا
31 تیر · · دیروز که زنگ زدم ازش شماره بگیرم کلی ذوق زده شد. معلوم بود ذوقش الکی نیست ولی از شما چه پنهون اصلا دلم برای اونجا تنگ نشده ، اگه پولش میومد تو حسابم که اصلا برنمی گشتم.
31 تیر · · دیروز که زنگ زدم ازش شماره بگیرم کلی ذوق زده شد. معلوم بود ذوقش الکی نیست ولی از شما چه پنهون اصلا دلم برای اونجا تنگ نشده ، اگه پولش میومد تو حسابم که اصلا برنمی گشتم.
31 تیر · · از من نپرس چرا دیگه موهات باز نمی زاری

30 تیر · · تا دیروز من دست بچه رو از جلو ویترین این مغازه اون مغازه می کشیدم ، امروز برعکس شد . با بودجه۳-تومان ، از جلو روسری فروشی، لباس فروشی، ظرف فروشی و لاغیر منو جمع می کرد.
30 تیر · · زمین برای رفتن جلو آینه برای من صبح هاست ، موهام پیچش آریایی منحصر به فرد خودشو داره ، چشمام برق می زنه و شکمم در تخت ترین حالت ممکنه خودشه.فرقی هم نمی کنه من دکور اتاق چجوری بچینم ، آفتاب از هر وری بتابه من صبحا خوشگلم🫣
حالا که بچه ها خوابن ، هدفون بزاریم ، سون بند تو گوشمون بگه دوست دارم تو عشق منی . یه بوس واسه خودم تو اینه می فرستم با یه چشمک ، همزمان که ادای اینو در میارم🤙 با صدای دو رو خش خشی به خودم می گم : می خوامت
برو بریم که عجب هوای مشتی شده🌧️
30 تیر · · ای خواب مرا در بر بگیر
بگذار دو دقیقه بکپم، الانه است که فرزند دومم بیدار شود.
تو رو خدا بخواب جسم قشنگم ، قربانت بروم مگر کمر درد و دست درد نداری؟ مگر چشمانت برای خواب نمی سوزد؟
29 تیر · · همکاری خوب مادر و فرزندی به این میگن. با تشکر از فرزند دوم خانواده ، همگی خواب یکی دو ساعته عمیق خوبی داشتیم.این وسط دو بار در خونه زده شد ، اگزوز ماشین زیر پنجره اتاق خودشو کشت ولی من هوش نبودم. نماد عینی فروپاشی واقعی از خستگی😃
ته مونده ، دوبار عصاره گیری شده ای از قهوه ی آقامونو یه ته استکان زدیم بالا ولی اونچنان شارژم که فکرشو می کنم چهار ساعت دیگه این فول شارژی میره تو شیرم و احتمالا اولین شب بیداری بعد زایمانمو خواهم داشت تن و بدنم می لرزه🥴
29 تیر · · گوشه دیوار یه خونه ، گلهای جعفری زرد و نارنجی کاشتن . یه پروانه سفید که حاشیه بالش رگه سیاه داشت دور و بر گلها پرواز می کرد. شاد و خندون و بی خیال دنیا. اصلا نمی دونست دور و برش چه خبره ، دلار چنده؟ پنیر امروز چند شده؟موشک خیبر تا کجا برد داره؟ پایگاه های امریکا کجاهاست ؟ کله زرد دیشب خوب خوابیده یا بازم با ملانیا دعواش شده؟ هیچ هیچ. همینطور واسه خودش می چرخید و از شهد گلها می چشید و به به چه چه می گفت.
اشتباه کردم منم باید پروانه یا گل میشدم . نه ادم
انقده خسته ام جونم داره درمیاد و فکر اینکه فردا هم همینا رو باید تکرار کنم . هووفففف😮💨
28 تیر · · اقا به پیر به پیغمبر من نه اهل خشخاشم نه اهل سیخ و سنگ ، یکی شماره منو از لیست فراجا حذف کنه
من یه استامینوفن بخورم سه روز پشت رو میشم برادر . دست از سر پرپشت من بردار
من اصلا پول ندارم برم عراق ، وسط جنگ
+ اتفاقا شما از خداتم باشه ما ملت بزنیم تو کار سیخ و سنگ. از دلار و طلا و اینا که نتونستیم پولی دربیاریم. بیت کوین هم که برق بهمون نمیدی ازش بهره ببریم. از راه حلال هم که کار کردیم بر اساس خط فقری که شما اعلام کردی ، من سه وار صفحه قبلش واسه خودم دارم می پلکم ،حداقل چار کیلو صادرات سیخ و سنگ داشته باشیم چرخ مملکت بچرخه داششششش
28 تیر · · مدتی قبل درخت هلو رو به یکی از محلی ها سپردیم تا محصول باغ رو بچینه و تو بازار هفتگی بفروشه. (شغلش دستفروشی تو بازار هفتگیه) بعد از مدتی که خبری ازش نشد یه سر به بازار زدیم و دیدیم داره می فروشه. می گفت( الله اعلم اگر راست گفته باشه)سری اخر که چیده ۵۵ کیلو هلو بوده ولی پولشو نمیدم فکر کنین دزد زده.
تصور کنین حرفشو 🤯
سری بعدی از دور صدا زد که بیاید از من خرید کنین( پررو اگر شکل و شمایل داشت ایشون بود) وقتی گفتیم تو به ما بدهکاری، پولشو نمی دیم گفت مگه شهر هرته ؟ باید بدی. به زور کارت گرفت که پول حساب کنه ، به جای ۲۰۰ تومان ، ۲۰ کشید. ما هم بهش نگفتیم . خدا خودش جای حق نشسته. با دست خودش کارت اشتباه کشید
تهدید می کنه بازم از باغتون دزدی می کنم.
تازه فهمیدیم که سری قبل چند تن از بار باغمون که خودمون کارگر گرفتیم و چیدیم و تحویلش دادیم و اخرش گفت مریض بودم تو بیمارستان بودم و همش پوسید و هیچ پولی بهمون نداد هم دروغ بود
خدا ازشون نگذره که از کشاورز جماعت دزدی می کنن
26 تیر · · یه سر رفتم اینستا و صحبت های اخیر کله زرد شنیدم . امروز که یه دوری تو شهر می زدیم فقط یه خونه دیدم که پنل خورشیدی داشت. بدون نیروگاه ؟ می تونی تصور کنی؟ یه پل تو شهر ما هست کلا صد متر هم نمیشه ده دوازده سالی میشه دارن می سازنش. هنوزم تموم نشده ولی صبر مردم تموم شد و همینجوری خالی خالی ازش استفاده می کن
هعیی
پایین تر از زندگی سگی چیه؟ به اونم میشه عادت کرد؟